السيد محمد حسين الطهراني

18

معاد شناسى (فارسى)

قدرت و قوّت اختصاص به خدا داشته و تمام روابط و راههائى كه بتوانند به پيروان خود كمك كنند قطع شده است ؛ و بنابراين در پاسخ ميگويند : ما اگر قدرت داشتيم عذاب را از خودمان دور ميكرديم . ماهم همانند شما بيچاره و فاقد قدرتيم ، فاقد اراده و اختياريم ، فاقد وسيله و اسبابيم . وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ مىرساند كه تمام سلسلهء روابط اعتبارى متعلّق به دنيا بود ؛ عنوان تابعيّت و متبوعيّت ، آمريّت و مأموريّت ، رياست و مرؤوسيّت ، همه برداشته شده است . اين روابط و اسباب ، ديگر آنجا نيست . در آنجا فقط و فقط مخلوقات ، از جنبهء ربط با خداى خود زندگى و حيات دارند و همه به نور توحيد بستگى و تعلّق دارند و هيچ موجودى از خود ، گرچه به قدر سر سوزن باشد ، در مقابل هستى پروردگار هستى ندارد . وَ صَرِّحْ بِإطْلاقِ الْجَمالِ وَ لا تَقُلْ * بِتَقْييدهِ مَيْلًا لِزُخْرُفِ زينَةِ فَكُلُّ مَليحٍ حُسْنُهُ مِنْ جَمالِها * مُعارٌ لَهُ بَلْ حُسْنُ كُلِّ مَليحَة « 1 » « و پيوسته به اطلاق جمال تصريح كن ؛ و آن را به جهت ميل به زخارف دنيا و زينتهاى عالم غرور تقييد مكن . پس هر مليحى و بلكه هر مليحه‌اى حسن و زيبائى او از جمال حضرت احديّت است كه به او به عنوان عاريه داده شده است . »

--> ( 1 ) از اشعار نظم السلوك تائيه كبرى ابن فارض ص 69 و 70